تبلیغات
خاطرات بچگی - هشدار به شهروندان تهرانی مخصوصا بانوان !!!(مهم) (پست موقت)
خاطرات بچگی
چه زود دیر میشه
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 خرداد 1391 توسط گلنار
دوستان روز چهارشنبه سی ام فروردین 91 ساعت 19:00 غروب ، یکی از همکاران بنده توسط یک ماشین پژو 206 با سه سرنشین ، تنها به دلیل تاکسی خور نبودن مسیر و استیصال ناشی از عجله به رسیدن به خانه ، در خیابان سئول نزدیک قرارگاه نیروهای انتظامی جنب ده ونک ، ربوده میشود
: بقیه حادثه از زبان مال باخته
به محض ورودم به اتومبیل سرنشین صندلی عقب ، پس گردنم را گرفت و نوک قمه را به بدنم فشرد ........
 
بقیه را حتما در ادامه مطلب بخوانید
اولین چیزی که ازم گرفتند موبایلم بود چون شاید میترسیدند در زنگ زدن به پلیس دستم سریع باشه بعد مجودی نقدی کیف پولم و کارتهای اعتباری و ساعت و محتویات جیبهام رو مورد بازرسی قراردادند و شماره رمز کارتهای عابر بانکم رو گرفتند و با استفاده ازعابر بانکهای طول مسیر سه مورد 200000 تومان یعنی مجموعاً 600000 تومان از کارتهام برداشت کردند ، همه اینها در حالی بود که همش در اتوبانهای چمران و نیایش و اون حول و حوش من را میچرخوندن
خلاصه ملایمت من در برخورد باهاشون اونارو متقاعد کرده بود که همراه با اموالم ، جونم رو هم نگیرند
شاید هم اینقدر سابقه دار و حرفه ای بودن که مشکل چهره شناسی نداشتند
و من از خدای مهربون بخاطر همین موضوع بسیار شاکرم
از بخت بد در میانه راه همسرم به موبایلم زنگ زد و همون عقبیه گفت که جواب بدم و بهش بگم توی ترافیکم و دیر میام ،اما یکیشون که معلوم بود حرومزاده تر از اون دوتای دیگه است ، درکمال بیشرمی توی گوشم گفت که با خانمم زیر پل ستارخان قراربزارم که در حقیقت اونا برن سروقتش ، ولی خوشبختانه اراده اون دوتای دیگه به این کار نبود، چونکه ظاهرا ً بیخیال ادامه ماجرا شدند و منو برگردوندند به ده ونک و موقع پیاده شدن اولاً مدارکم رو پانصد متر جلوتر توی پیاده رو انداختند تا من مجبور بشم جهت عکس اونا حرکت کنم و ثانیاً یکیشون خیلی خط و نشون برام کشید که اگه آژانس بگیری بیای پیمون خلاصه ترمز دستی میکشم میام پایین جیگرتو از سینت در میارم و از این حرفا
اما پس از اینکه من اونا رو مطمئن کردم که این چیزها الان توی این شرایط به ذهنم نمیرسه و حتی اگر یه کلاشینکف هم با خودم داشتم ، از شدت ترس نمی تونستم ازش استفاده کنم، پیادم کردن و در تمام این مدت یکی که قمه دستش بود مثل یک اسکورت من رو سوار و پیاده میکرد
دست آخر هم من رو وادار کردند که از یه شیب تند پایین برم تا فرصت داشته باشند دور بشند
درخاتمه باید بگم اگه با دقت به این ماجرا توجه کنیم ، چند نتیجه میشه گرفت
اول اینکه اگر احساس کردین مسافرها از قبل باهم آشنا هستند ، اصلاً مرام کش نشین ، که آخی بیچاره برای کمک به من وایساده ، نخیر عزیز حتماً برای کمک به خودشونه که وا میسدن
دوم اینکه اگه این بنده خدا بلد بود که رمز کارتش رو معکوس بهشون میداد ، دستگاه پول رو بهشون میداد اما اولاً اعلام سرقتشوبه پلیس زنگ میزد و درضمن عکس بی صاحابشونم رو میگرفت که بعداً شاید به درد آگاهی چیها می خورد
سوم اینکه فقط دعا کنید و سعی کنید در مسیر این جور جانوران قرار نگیرید،چون اگر خود بروس لی هم که باشید کاری از دستتون بر نمی آد
بلا نبینید انشاءالله
یا حق
توصیه های یک پلیسبرای امنیت شخصی
1- قویترین قسمت بدن شما آرنجتان میباشد...
در صورتیکه به اندازه کافی بهشخصی نزدیکهستید که بتوانید از آرنجتان استفاده نمایید، این کار را انجام دهید...


2-
در صورتیکه دزدی از شما کیف پولتان را خواست، آن را به او تحویل ندهید
کیف را به سمتی دور، ترجیحا در حیاط منزل مجاور پرتاب کنید...
ممکن است این شانس وجود داشته باشد که دزد به کیف شما بیش از خود شما علاقه نشاندهد و به سمت کیف برود در این لحظه شما فرار کنید...


3-
در صورتیکه شما را داخل صندوق ماشین انداخته اند چراغ های عقب را در آورید...
ودستتان را از سوراخ بیرون برده، دیوانه وار آن را تکان دهید راننده شمارا نمیبیند،...
اما سایرین میبینند. این کار جان افرادی ر نجات داده است...


4-
خانم ها معمولا عادت دارند که هنگامیکه پس از خرید یا کار وارد اتومبیل خود میشوند...
در آن بنشینند و کارهای دیگر انجام دهند ممکن است کسی شما را زیر نظر داشتهباشد...
و در یک فرصت مناسب از در سمت پیاده رو وارد اتومبیل شده اسلحه یا چاقویی را به طرف شما بگیرد و به شما گوید که به کجا بروید و حوادث ناگوار بعدی به وقوع بپیوندد.
به محض اینکه وارد خودرو شدید، درها راقفل کرده و محل را ترک کنید اگر هنگامیکه سوار خودرو شدید،...
شخص دیگری نیز دراتومبیل بود و اسلحه ای را به سمت شما نشانه رفت متوقف نشوید...
تکرار میکنم اتومبیل خود را متوقف نکنید به جای ترمز کردن،...
پای خود را بر روی گاز فشار دهید و با سرعتبه چیزی بکوبانید که ماشین خرد شود ...
كمربند ایمنی و یا کیسه هوا جان شما را نجات خواهد داد...
و اگر دزددیگری در صندلی عقب نشسته باشد به محض برخورد ماشین با مانع...فرار کنید،
كه فرار كردن بهتر از این است جسد شما را در جایی پیدا كنند...


5- چند نکته هنگام سوار شدن به ماشین در یک پارکینگ مسقف یا سرپوشیده:
حواس خودرا جمع کنید. اطراف خود، درون ماشین و صندلی عقب را نگاه کنید ...
زمین سمتپیاده رو رانگاه کنید... اگر ماشین شما در کنار یک ون بزرگ پارک است...
از در سمت پیاده رو سواراتومبیل شوید بیشتر قاتل های زنجیره ای
قربانیان خود را در حالیکه می خواهند سوارماشین شوند به داخل ون میکشند...
به ماشینی که در سمت خیابان و یا پیاده رو، نزدیکماشین شما پارک است نگاه کنید...
اگر مردی تنها در صندلی ای که نزدیک ماشین شما است،نشسته است به عقب برگردید و با یک نگهبان یا پلیس به ماشین خود نزدیک شده و سوارشوید...


6- همیشه از آسانسور به جای پله استفاده نمایید...
راه پله ها مکان هایی ترسناک برایتنها بودن هستند و بخصوص در شب مکان های خوبی برای انجام جنایت و زورگیری می باشند...


7- در صورتیکه شخصی اسلحه دارد و شما از او فاصله بیش از سه متر دارید یقینا بهتر است كه بدوید...
شخص مهاجمفقط می تواند بدون دقت به شما شلیک کند ...
در حالیکه شما یک هدف متحرک هستید، احتمال اینکه تیر به شمابخورد 4 درصد است...
و همچنین به احتمال زیاد محلی از بدن که مورد اصابت گلوله قرار میگیرد، یکی ازاعضای حیاتی بدن شما نیست... ترجیحا به صورت زیک زاگ بدوید...


8- خانم ها معمولا تلاش می کنند که عاطفی و دلسوز و شفیق باشند ...
اینطور زنانه و لطیف كه تابحال رفتار داشته اید و با این شرایط خاص متفاوت برخورد كنید...!
برای همه كس اینطور نرم رفتار كردن اشتباه است و دیگر بس است...!!!
این رفتار ملایم ممکن است به شما صدمه زده و یا حتی به کشته شدنتان منجر شود...
رهبر باندی کهیک قاتل بود و قتل های زنجیره ای انجام میداد مردی خوش تیب و با سوادبود. از حسشفقت زنان سوء استفاده میکرد : با عصایی در دست لنگان لنگان راه میرفت وبرای سوارشدن به اتومبیل خود درخواست کمک میکرد...


9- نکته امنیتی دیگر
:
شخصی به من گفت که دوستش صدای گریه یک بچه را شب هنگام در راهرو آپارتمان شنیدهاست...
و بدلیلاینکه دیر وقت بوده به پلیس زنگ زده است... او فکر میکرد که این عجیب است...
پلیس به اوگفت: هرکاری که میکنی، در را باز نکن...زن گفت که این مانند صدای یک بچه است که انگاراز پنجره به بیرون خزیده و ممکن استوارد خیابان شود... او نگران بچه است...
پلیس گفت، یکی از واحدهای اعزامی ما در راهاست... هر کاری که میکنی، در را باز نکن!...
پلیس به او گفت که آنها فکر میکنند که یکقاتل قتل های زنجیره ای صدای یک بچه را ضبط کرده است و با استفاده از آنزنان را بافکر اینکه کسی یک بچه آنجا گذارده است، به بیرون از خانه میکشاند...
او گفت که آنهاهنوز این موضوع را تایید نکرده اند. اما تعداد زیادی خانم تماس گرفته و میگویندهنگامیکه شب هنگام در خانه تنها بوده اند، صدای گریه یک بچه را از بیروندر میشنوند...


10-
اگر صدای چکه آب از شیرهای بیرون خانه در نیمه شب شنیدید...
هرگز از منزل خارج نشوید و با تماس، از همسایه های خود کمک بگیرید...
ارسال این متن به دوستانتان می تواند روشنگر آنها باشد و از خطرات بالقوه رهایی یابند




طبقه بندی: قروقاطی، 
برچسب ها: هشدار به شهروندان تهرانی، هشدار، نکات امینیتی برای زنان،
درباره وبلاگ

سلام من گلنارم...این وبلاگ درست شده برای مروز خاطرات بچگی بچه های حدود دهه 60 ای...امیدوارم منو با دادن نظراتتون درپربازکردن این وبلاگ یاری کنید...اگرخواستیدمنو بانام خاطرات بچگی لینک کنید وبهم بگیدتا لینکتون کنم...مرسی
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی