تبلیغات
خاطرات بچگی - کجاست؟!
خاطرات بچگی
چه زود دیر میشه
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط گلنار

خدایا:

یار دبستانی من کجاست؟

کو معلمانم ؟

چرا کسی نیست به خاطر نمره جمله نویسی چوب کف دستم بزند؟

من راضیم ! برای نمره صفر، در تعلیمات اجتماعی تا که

بفهمم آقای هاشمی آخر به نیشابور رسید یا نه...

برای رفوزه شدن برای تو کوزه رفتن!

من راضیم به حفظ کردن جدول ضرب...

برای زیر زنگ ایستادن!

می خواهم زبان پارسی را پاس بدارم..

چرا که دلم تصمیم کبری گرفته!

کجا رفتین خاطرات بچگی؟

راستی معلمم! تو بگو...

هنوزم در شیشه مربا را زیر آب گرم بگیریم باز می شود؟

نکنه هیچ چیز مثل سابق نباشد؟

خدایا مرا به مدرسه ام برگردان!





طبقه بندی: قروقاطی،  کتاب قصه و درسی، 
برچسب ها: خاطرات، تصمیم کبری،
درباره وبلاگ

سلام من گلنارم...این وبلاگ درست شده برای مروز خاطرات بچگی بچه های حدود دهه 60 ای...امیدوارم منو با دادن نظراتتون درپربازکردن این وبلاگ یاری کنید...اگرخواستیدمنو بانام خاطرات بچگی لینک کنید وبهم بگیدتا لینکتون کنم...مرسی
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی