تبلیغات
خاطرات بچگی - مطالب قروقاطی
خاطرات بچگی
چه زود دیر میشه
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 مرداد 1392 توسط گلنار
ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﻭﻗﺘﯽﻣﺮﯾﺾ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ
ﻭقتی ﺁﻗﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ ، ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ
ﺑﮕﻮﮐﺠﺎﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﭼﺘﻪ
ﺯﻝﻣﯽ ﺯﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻮﻥ؟ !!
ﯾﺎﺩﺗﻮﻧﻪ
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﮕﻪ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﻣﻮﻥ ﭼﯿﻪ؟؟
ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﯽ ﺳﭙﺮﺩﯾﻢ؟
ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻥ، ﻫﻤﻮﻥﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ
ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ
ﺣﺘﯽﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ، ﺩﺭﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ
ﺣﺎﻻ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﺍﻭﻥﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﺎﺩ؟
ﺧﺐ ، ﺗﻮ ﺟﻮوﻥ ﺷﺪﯼ ، ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ !!!
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻬﺶ
ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺘﺸﻪ ، ﺗﻮﺍﻡ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ
ﺣﺴﺶ ﮐﻨﯽ!!!
ﺣﺎﻻ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻩ ، ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪﺣﺮﻓﯽ ﻧﺰﻧﻪ
ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ !!!
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻬﺶ ﺑﺎﺷﻪ





طبقه بندی: قروقاطی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 اردیبهشت 1392 توسط گلنار

بازی‌های سنتی قدیمی از قبیل: هفت سنگ، عمو زنجیرباف، قایم موشک، گرگم به هوا، کی بود کی بود، لی لی، شیر و آهوها، وسطی و … ریشه در سنت های دیرینه ی مردم ایران دارد و هنوز نسلی از آن افرادی که با این بازی ها اوقات فراغت خود را سپری می کردند نگذشته که امروزه دلایلی چون استفاده از وسایل ارتباط جمعی، بازی های رایانه ای و ورزش های جدید امکان پرداختن به بازی‌های محلی را به حداقل ممکن کاهش داده و می‌توان گفت به دست فراموشی سپرده شده است.

ولی هر چه باشد همین بازی‌های قدیمی در ذهن پدرها و پدربزرگ های عزیز ما تجسم خاطراتی شیرین است و دیدن تصاویر زیر حتی برای من و شما که سهمی در چگونگی اینگونه بازی ها نداشتیم هم خالی از لطف نیست.

عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!
عکس های بازی‌های سنتی که از یادها رفتند!



طبقه بندی: قروقاطی،  خاطره های خودم، 
برچسب ها: بازی های قدیمی، هفت سنگ، گرگم به هوا، لی لی، دوز،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 اسفند 1391 توسط گلنار

 

یادمه یه زمانی اینا مد شده بود تند تند غلط مینوشتم تا بعدش با این پاک کن ها پاکش کنیم

یادمه یه مدل پادکن اومده بود که شکل مداد واقعی بود و میشد تراشیدش و بالاش یه فرچه مثل جارو بود که عشق میکردیم

 تا باهاش آشغال پاک کن ها رو شوت کنیم اونور




طبقه بندی: قروقاطی، 
برچسب ها: پاک کن قدیمی، تراش قدیمی،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 بهمن 1391 توسط گلنار
غیرممکنه توی مدرسه های اینجا درس خونده باشی و این جمله رو نشنیده باشی: «ببینید همه تون صفر بشین، یه دوزاری از حقوق من کم نمی کنن، همه تون 20 هم بشید یه دوزاری به حقوق من اضافه نمی کنن!»


طبقه بندی: قروقاطی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 بهمن 1391 توسط گلنار

اون موقع ها که آقاپسرها همش برای بازی تو کوچه خاکی بودن

همش سرزانوی شلواراشون اینجوری میشد

و مامان های مهربون خیاطشون ازاینا برای شلوار پسراشون میدوختن

یه چیزی اون زمانا بو  د اسمش کلاه آپولو بود...یادتونه؟

 




طبقه بندی: قروقاطی، 
برچسب ها: سرزانو، کلاه آپولو،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 دی 1391 توسط گلنار

امکانش هست که پاک کن شما بین اینا نباشه !؟

راستی شد یه بار پاک کنتونو تا آخرش مصرف کنید؟؟
من که یادم نمیاد یه پاک کن رو تموم کرده باشم

 




طبقه بندی: خاطره های خودم،  قروقاطی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 دی 1391 توسط گلنار
یادش به خیر فیلم بچه های محله یه قسمتش بود میخواستن صابون درست کنن خیلی خنده دار بود

فیلم بچه های محله

لیوان های آب مدرسه یادش به خیر بازش میکردیم محکم میکوبیدیم تو سر بچه ها خرتی صدا میداد بسته میشد بعد خراب میشد میخواستیم توش آب بخوریم از شونصدجاش آب میریخت بیرون

لیوان آب دوران بچه گی

بازی هواپیما تو آتاری خیلی حال میداد وقتی بنزین میگرفتیم صداش باحال بود

آتاری بازی

 

چقدر حال میداد این نوشابه های آخرش رو که میخوردیم تهش رو مک میزدیم میچسبید به لبمون یهو ولش میکردیم صدا میداد

چقدر آذر تو فیلم پدر سالار عصاب خورد کن بود همه جنگ و دعوا ها به خاطر آذر شروع شد

فیلم پدر سالار

چقدر آهنگ برنامه دیدنی ها قشنگ بود تو مدرسه هر کی بهمون نگا میکرد میگفتیم چیه دیدنی ها یکشنبه است

برنامه دیدنی ها

چقدر حال میداد سمندون با اینکه برامون ترسناک بود ولی حال میکردیم ببینیمش آخه اون موقع ها دست خونی شایعه شده بود تو مدرسه ها

سمندون

یادش به خیر قصه های مجید مخصوصاً اون قسمت که مجید گیر داده بود میگو بخوره فسفر مغزش میره بالا و ریاضی قبول میشه

قصه های مجید

هتل مروارید یه موقعی پخشش میکردن که وقت خواب بود از زیر پتو قاچاقکی نگا میکردیم

هتل مروارید

اکبر عبدی از اون بچه گی هامون همیشه با ما بوده

بازم مدرسه ام دیر شد

وقتی یه جیزی میگفتیم یهو یکی از این بچه ها میگفت چی میگفتیم اخبار رو یه بار میدن

اخبار رو یه بار میدن

کلاس سوم بهمون اجازه دادن با خودکار بنویسیم انگاری دنیا رو بهمون داده بودن

دفتر مشق

اوشین لامصتبی مگه تموم میشد مادر همیشه میشست نگاش میکرد بعد هم کلی گریه میکرد میگکفت بیچاره اوشین

سریال اوشین

مداد شمعی از چیزهای بود که همیشه می خریدیم و به درد هیچ کاری هم نمی خورد!

 

دفتر مشقهایی که تعاونی مدرسه به قیمت ۱۵ ریال می داد .

 

پاکن و تراش نوع استامپی آنها کاربرد بیشتری داشت باهاشون کلاس میزاشتیم تو مدرسه

 




طبقه بندی: قروقاطی، 
برچسب ها: سمندون، اوشین، پدرسالار، آتاری،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط گلنار

خدایا:

یار دبستانی من کجاست؟

کو معلمانم ؟

چرا کسی نیست به خاطر نمره جمله نویسی چوب کف دستم بزند؟

من راضیم ! برای نمره صفر، در تعلیمات اجتماعی تا که

بفهمم آقای هاشمی آخر به نیشابور رسید یا نه...

برای رفوزه شدن برای تو کوزه رفتن!

من راضیم به حفظ کردن جدول ضرب...

برای زیر زنگ ایستادن!

می خواهم زبان پارسی را پاس بدارم..

چرا که دلم تصمیم کبری گرفته!

کجا رفتین خاطرات بچگی؟

راستی معلمم! تو بگو...

هنوزم در شیشه مربا را زیر آب گرم بگیریم باز می شود؟

نکنه هیچ چیز مثل سابق نباشد؟

خدایا مرا به مدرسه ام برگردان!





طبقه بندی: قروقاطی،  کتاب قصه و درسی، 
برچسب ها: خاطرات، تصمیم کبری،
نوشته شده در تاریخ جمعه 28 مهر 1391 توسط گلنار

یعنی شیفت صبح مدرسه آخره حال و شیفت بعدازظهر ضدحال....

یعنی عشق زنگ ورزش و بازیر شلواری مدرسه رفتن...

یعنی بخاری نفتی و مکافات روشن کردنش...

یعنی از این تمبر کوچیکا بسته ای 10 تا تک تومن....

یعنی بوی نارنگی و سیب قاچ شده تو کیف....

 

21



یعنی بستنی خوردن و تکراره "بستنیش خوشمزه تره مامان"....

یعنی ویدیو قاچاقی کرایه کردن و یواشکی شو دیدن....

یعنی از صف طولانی شیر،از اون شیشه ای ها که خامه ی اولشو با انگشت پاک میکردیم!!

یعنی ته کلاس بچه تنبلا، ردیف جلو خرخونا...

یعنی صدآفرین،هزار آفرین،کارت تلاش.....

یعنی زنگای اول ریاضی، زنگای آخر انشا و تعلیمات مدنی....
یعنی از این بستنی توپیا که شکل زی زی گولو بود....

یعنی مشق شب نوشتن فقط بادوتا مداد: سیاه و قرمز.....

یعنی تلویزیون سیه و سفید که فقط دوتا کانال میگیره....

یعنی بوی رب گوجه ی همسایه توی حیاط، لواشک پهن کردن تو سینی و سفره رو پشت بوم...

یعنی کلاسی 45 نفر هر نیمکت سه نفر.....

یعنی چسبوندن گلبرگای گل رز رو ناخن و مثلا لاک زدن....

یعنی میکرو، سگا، آتاری کرایه کردن ساعتی فقط بیست تومن....

یعنی دوست داشتن، دوست داشته شدن، صفا، صمیمیت، عشق....

 

_____________________________________________________

 

60 حرمت را می فهمید, از خود گذشتگی را میفهمید, توهین نکردن را میفهمید!
حالا باید همکلام نسل "جاستین بایبر" شوی!

کسایی که شلوار را تانصفه کشیده اند و به ش و رت ش ا ن افتخار میکنند!
سخت ست رابطه با تهی و تتلو و ساسی مانکن!
سخت ست فهمیدن عجیجم و عجقم و ملسی و بیبی و هانی!





طبقه بندی: قروقاطی، 
برچسب ها: دهه شصتی، دهه شصتی یعنی چی، بچه های دهه شصتی، خاطرات بچگی،
نوشته شده در تاریخ جمعه 31 شهریور 1391 توسط گلنار

اینو یادتونه؟انواع مختلفی داشت...فیل بود اسب بود کرگدنش بود..جاشونم تو پاساژها بودو با یه سکه 5 تومنی روشن میشد و آهنگ میزد و بیتیکو بیتیکو حرکت میکردو ما کیف دنیا رو میکردیم...همیشه هم آخرش وقتی که وایمیستاد گریه و زاری میکردیم تا مامانمون یه سکه دیگه بندازه که در 99 %مواقع از سکه ی دیگه ای خبری نبود

 

 




طبقه بندی: خاطره های خودم،  قروقاطی، 
برچسب ها: فیل موزیکال بچگی، فیل موزیکال پاساژ،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1391 توسط گلنار

اینا رو یادتونه؟

بابام میگه زمان ما اسمشون نمکدون بود

ولی ما تو مدرسه وقتی که دبستان بودیبم با اینها فال میگرفتیم. روش اسمه چند تا شغل مثل :دکتر،مهندس،آشغال جمع کن،سیگار فروش و...مینوشتیم و میگفتیم ه هرکی هر شغلی که افتاد اون شغله آینده شه.......ولی اما یکم که پیشرفت کردیم و سنمون بیشتر شد میگفتیم هر شغلی که به هرکی افتاد اون شغله شوهر آینده شه یا سمه چندتا پسر روی این نمکدون مینوشتیم و میگفتیم اینا اسم های شوهر های آیندمونه...یادش بخیر چه خیالاتی داشتیما

 




طبقه بندی: خاطره های خودم،  قروقاطی، 
برچسب ها: نمکدون کاغذی، نمکدون کاغذی زمان بچگی،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 شهریور 1391 توسط گلنار

 

 




طبقه بندی: قروقاطی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 شهریور 1391 توسط گلنار

یادش بخیر: زمان ما پیك نوروزی نبود بایدتوی یه دفتر 40 یا 60 برگ تموم كتاب فارسی را خوش خط رونویسی می كردیم

یادش بخیر ، روزهای تعطیل ویدیو با چند تا فیلم كرایه می كردیم خودمون را خفه می كردیم یك فیلم زبان اصلی را شونصد دفعه میدیدیم

یادش بخیر، باكیف مدرسه فیلم جابجا می كردیم كه كسی بهمون شك نكنه

یادش بخیر، زورو بازی می كردیم هركی چاق تر از بقیه بود گروهبان گارسیا می شد

یادش بخیر ، شاگرد زرنگ های مدرسه عضو پیشاهنگی بودند

یادش بخیر، ابتدایی تغذیه رایگان داشتیم

یادش بخیر ، دوره داشتیم هرچند وقت یكبار ازطرف مدرسه می رفتیم سینما

یادش بخیر، مسابقه می گذاشتیم هركی زودتر غذایش رو تموم می كرد می گفت من شاه شدم

یادش بخیر ، موتور گازی ، دوچرخه یاماها ماشین پدالی...

یادش بخیر ، یك كلكسون از ماسك مقوایی صورت از شخصیتهای معروف كارتونی و تلوزیونی داشتیم (زورو پسرشجاع هاچ زنبور عسل بنر...)

یادش بخیر، لباس زورو و شمشیر و سازو برگش فقط هزار تومن بود اما خیلی گرون بود رنگ مشكی پسرونه بود رنگ قرمز دخترونه

یادش بخیر ، تیرو كمون سیمی روی پای لخت خیلی می چسبید عجب دردی داشت

یادش بخیر ، چقدر نوار قصه می خریدیم چهل و هشت داستان تقدیم می كند

یادش بخیر ، سر كلاس ناقافل معلم بهمون جایزه می داد می رفتیم خونه با زوق و شوق می دیم مادر خبر دارد اما نمی فهمیدیم خودش برامون جایزه خریده امروز اومده داده به معلم




طبقه بندی: قروقاطی، 
برچسب ها: یادش بخیر، پیك نوروزی، گروهبان گارسیا، زورو،
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

درباره وبلاگ

سلام من گلنارم...این وبلاگ درست شده برای مروز خاطرات بچگی بچه های حدود دهه 60 ای...امیدوارم منو با دادن نظراتتون درپربازکردن این وبلاگ یاری کنید...اگرخواستیدمنو بانام خاطرات بچگی لینک کنید وبهم بگیدتا لینکتون کنم...مرسی
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی